محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

15

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

اين سخن را فرمود ، چرا كه به عنوان هدايتگرى براى دعوت مردم به حق آمده بود تا پس از گذشت يك دوره از جنگهايى كه قريش عليه او برافروخته و اكنون كه خداوند او را بر آنان تسلّط داده بود دلهاى آنان را به خود و به دعوت خويش نزديك سازد . بدين ترتيب رسول اكرم ( ص ) فرمان توقّف سپاه را صادر كرد ، اما سپاه گفتند : « در اين وادى آب نيست » و در واقع آنجا آبى وجود نداشت ، اما در آنجا چاهى پر شده و قديمى بود كه رسول خدا ( ص ) تيرى به يكى از اصحاب داد و او به درون چاه مخروبه رفت و آن تير را در درون چاه فرو برد و آب برجوشيد و سپس پيامبر ( ص ) سپاهيان را براى آب برداشتن فراخواند و همه آب نوشيدند . تبادل پيام ميان دو گروه 519 - پيامبر در رأس سپاهى قوى و بزرگ قرار داشت و از سوى ديگر قريش آماده نبرد نبود و بنابراين اگر رسول خدا ( ص ) تصميم مىگرفت آنان را با سپاه خود در هم بكوبد به اين كار توفيق مىيافت ، اما او به قصد اداى حج ، خاموش كردن شعلهء جنگ ، نيكى با بستگان خويش ، از بين بردن حالت گريز و قهر آنان و بالاخره به قصد از ميان بردن وحشتى كه بر اثر يك دورهء طولانى از جنگ در دلهاى آنان جاى گرفته ، آمده بود . به همين سبب بى آن كه با نيروى قهر با قريش برخورد كند و يا آنان را به تحمّل ذلّت شكست وادار سازد اعلام مسالمت كرد . در اين ميان بديل بن ورقاء به همراه تنى چند از مردان خزاعه به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند و از آن حضرت پرسيدند كه به چه منظورى آمده است . پيامبر فرمود : به منظور جنگ با آنها نيامده و بلكه تنها به قصد زيارت خانهء خدا و در حالى كه احترام حرم را نگه مىدارد آمده است . همچنين آن حضرت آنچه را با ديگران در اين باره مطرح ساخته بود در پاسخ اين گروه نيز اظهار داشت .